ایستادن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دَ)(مص ل.)۱ - برخاستن. ۲- توقف کردن. ۳- پایداری، عمل کردن.مترادفها و واژههای مرتبطقیام ≠ جلوس، نشستنواژه قبلی: ایستواژه بعدی: ایستاده