ایست
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
[ انگ. ] ۱- (شب جم.) (اِ.) ایستادن، توقف. ۲- نقطه توقف (موسیقی). ۳- فرمان توقف. ؛~ بازرسی محل ایستادن مأموران که وظیفه بررسی و تفتیش را بر عهده دارند. ۴- (اِمص.) توقف ناگهانی قلب.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
[ انگ. ] ۱- (شب جم.) (اِ.) ایستادن، توقف. ۲- نقطه توقف (موسیقی). ۳- فرمان توقف. ؛~ بازرسی محل ایستادن مأموران که وظیفه بررسی و تفتیش را بر عهده دارند. ۴- (اِمص.) توقف ناگهانی قلب.