ایغال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ایغال . (ع مص ) (از «وغ ل ») تیز رفتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). زود رفتن و شتافتن در آن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ درشدن در شهرها. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ مشغول گردیدن در علم . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ از جای بجای بردن حاجت کسی را و شتابانیدن آن . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
ایغال . (ع اِ) در علم عروض آن است که شاعر معنی خویش تمام بگوید و چون بقافیت رسد لفظی بیارد که معنی بیت بدان مؤکدتر و تمامتر گردد چنانکه گفته اند: آنکه بدرخشد چو مصقول آینه در آفتاب . و شک نیست که لمعان آینه ٔ مصقول در آفتاب بیشتر و تمامتر باشد و لکن معنی بیت بذکر آفتاب احتیاج ندارد که تشبیه او آن مشبه را در روشنی و درخشیدن بآینه ٔ مصقول تمامست . (المعجم فی معاییر اشعار العجم چ مدرس رضوی ص ٢٦٤). رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون و تعریفات جرجانی شود.