ایمن آباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ایمن آباد. [ م ِ ] (اِ مرکب ) محل بی بیمی و بی خطری . جای امن وآسایش . موضع امن و راحت . (فرهنگ فارسی معین ).مقام امن . (شرفنامه ). جای امن . (مؤید الفضلا). جای امن و آباد. در عنصر دانش محل امن بهشت و کعبه . البته به معنی معموره ٔ ایمن از عالم از قبیل خرم آباد پس ترکیب محمول بر قلب و آباد به معنی معموره باشد. (از آنندراج ). جای امن و جای سلامت . (ناظم الاطباء) : نبود اعتمادش بر آن مرز و بوم که هست ایمن آباد رومی بروم . نظامی . خردمند را خوبی از داد اوست پناه خدا ایمن آباد اوست . نظامی .