واژه‌جو

باب البحر

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

باب البحر. [ بُل ْ ب َ ] (اِخ ) یکی از چهار دروازه ٔ شهر اسکندریه . (حبیب السیر چ قدیم تهران جزو ٤ ج ٣ ص ٣٩٨). یکی از ده دروازه ٔ قصر سلطان المعز لدین اﷲ از فرزندان امیرالمؤمنین حسین بن علی (ص ) بقاهره :... و این حرم را ده دروازه است بر روی زمین هر یک را نامی بدین تفصیل :... باب البحر... (سفرنامه ٔ ناصرخسرو چ برلین ص ٦٢).

معنی باب البحر | واژه‌جو