بابة
/vâže/
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
بابة. [ ب َ ] (اِخ ) یاقوت آرد: ازهری گوید: البابة، سرحدی است از ثغور روم . (از معجم البلدان ). و رجوع به آنندراج شود.
بابة. [ ب َ ] (ع ص ) لایق و سزاوار. (ناظم الاطباء). ◄ وجه و جهت . ج، بابات . ◄ در حساب و حدود بمعنی غایت است . (منتهی الارب ). ◄ هذا بابته ؛ ای یصلح له . ◄ هذا بابته ؛ ای شرطه . (منتهی الارب ). و رجوع به بابت شود.
بابه . [ ب َ ] (اِخ ) دربندیست بروم . (منتهی الارب ).