باحث
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باحث . [ ح ِ ] (ع ص ) کاونده ٔ زمین و کاونده ٔ سخن . (غیاث ). بحث کننده . کاونده . تفتیش کننده . پژوهنده . ♦ امثال : کالباحث عن الشفره . (منتهی الارب )(آنندراج ) (ناظم الاطباء). کالباحث عن حتفه بظلفه . رجوع بفرائدالادب در آخر المنجد شود.