باحرب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باحرب . [ ح َ ] (اِخ ) ابن منوچهر. یکی از امرای لاریجان، پدر کین خوار و اسپهبد علاءالدوله حسن . (سفرنامه ٔ مازندران و استرآباد رابینو بخش انگلیسی صص ١٤٧ - ١٦٦).
باحرب . [ ح َ ] (اِخ ) ابن علاءالدوله . رجوع به ابوحرب بن علاءالدوله شود.
باحرب . [ ح َ ] (اِخ ) (امیر...) یکی از امرای لاریجان که در ٥١٢ هَ . ق . به حکومت رسید. (سفرنامه ٔ مازندران و استرآباد رابینو بخش انگلیسی ص ١٤٧).