باحوریة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باحوریة. [ ری ی َ ] (ع ص نسبی ) ایام باحوریة؛روزها باشد که در آن بحران واقع شود. قسمی از آن بحران تام است و آن در این بیت مذکور است : در یدک و کا کدو کز میدان یقین لابالد و لزم ایام بحارین را گزین . و قسمی غیرتام و آنرا ایام روز و واقع در وسط نیز گویند. و آن در این بیت مذکور است : ج ده و وط و یا بازیج است ویز همچنین . (بحر الجواهر).