باد کنجی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باد کنجی . [ دِ ک ُ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) باد کنج . قولنج و نفخی را گویند که درپشت آدمی بهم رسد و بسبب آن پشت خم گردد. (برهان ). قولنجی که در پشت آدمی بهم رسد و بسبب آن پشت خم گردد. (ناظم الاطباء: بادگنجی و باد). قولنج و نفخی را گویند که در پشت آدمی حادث شود و خمیده کند چه کنج بمعنی خمیده پشت باشد. (آنندراج ) (انجمن آرا). رجوع به شعوری ج ١ ورق ١٩٧ شود.