واژه جو

بادفت

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بادفت . [ دَ ] (اِ) درخت معطر خوشبوئی . (ناظم الاطباء). درختی است که به وزش باد عطر خوب از آن متصاعد میشود. (شعوری ) : پر از کوه و بیشه جزیری فراخ جزیری همه عود و بادفت شاخ . اسدی (از شعوری ).

معنی بادفت | واژه جو