واژه جو

بادکش کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بادکش کردن . [ ک َ / ک ِک َ دَ ] (مص مرکب ) کشیدن خون را بسوی جلد بوسیله ٔ بادکش یا شاخ یا استکانی که هوای آنرا بیرون کرده باشند، با مکیدن یا سوختن پنبه و یا چیز دیگر در آن . ◄ حجامت کردن .

معنی بادکش کردن | واژه جو