بار افتادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اُ دَ) (مص ل.) درمانده شدن، ورشکست شدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اُ دَ) (مص ل.) درمانده شدن، ورشکست شدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بار افتادن . [ اُ دَ ] (مص مرکب ) افتادن بار از مرکوب . سقوط بار از حیوان بارکش : کار ازین صعب تر که بار افتاد وارهان وارهان که کار افتاد. نظامی .