باردار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِفا.) ۱- میوه دار. ۲- آبستن، حامله.مترادفها و واژههای مرتبطآبستن، حاملهباثمر، ثمردار، مثمر، میوهدارآمیخته، غشدار، مغشوش، ممزوج، نبهرهواژه قبلی: باردواژه بعدی: بارداری