بارد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(رِ) [ ع. ] (ص.) ۱- سرد. ۲- بی ذوق، بی - احساس. ۳- یکی از مزاجهای نه گانه طب قدیم. ج. بوارد.مترادفها و واژههای مرتبطخنک، سرد، یخبیمزه، لوس، ناخوشایندبیذوق، بیلطفواژه قبلی: بارخیمهواژه بعدی: باردار