باز جای فرستادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باز جای فرستادن . [ زِ ف ِرِ دَ ] (مص مرکب ) بجای نخست برگرداندن . بخانه ٔ خودبازگرداندن . به مستقر خویش بازفرستادن : فرستمت با نیکوئی باز جای تو باید که باشی خداوند رای . فردوسی . گزین کن دلیران رزم آزمای فرست آن سپاه دگر باز جای . اسدی (گرشاسب نامه ).