بازارگانی کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازارگانی کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) معامله کردن . تجارت کردن . دادوستد کردن : چو بازارگانی کند پادشا از او شاد گردد دل پارسا. فردوسی . هر بازارگانی که با خلق کنی با حق کن . (مجالس سعدی ص ١٣).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازارگانی کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) معامله کردن . تجارت کردن . دادوستد کردن : چو بازارگانی کند پادشا از او شاد گردد دل پارسا. فردوسی . هر بازارگانی که با خلق کنی با حق کن . (مجالس سعدی ص ١٣).