بازمانده
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
بهجامانده، بقیه، پسمانده، مانده دنبالمانده، عقبمانده، واپسمانده به هدف نرسیده خسته، درمانده، کوفته وارث خلف، خویش، قوم
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
بهجامانده، بقیه، پسمانده، مانده دنبالمانده، عقبمانده، واپسمانده به هدف نرسیده خسته، درمانده، کوفته وارث خلف، خویش، قوم