بازنده
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(زَ دِ) (ص.)<BR>۱- دارای باخت.<BR>۲- شکست خورده، ناموفق، ناکام.<br>
فرهنگ فارسی معین
(زَ دِ) (ص.) ۱- دارای باخت. ۲- شکست خورده، ناموفق، ناکام.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازنده . [ زَ دَ / دِ ] (نف ) بازی کننده . (ناظم الاطباء) (آنندراج ).مقامر. (منتهی الارب ). ◄ مقابل برنده در قمار. ◄ قسمی از کبوتر. (ناظم الاطباء).
مترادف و متضاد واژهدان
شکستخورده، مغلوب (متضاد: برنده)
فرهنگ طیفی واژهدان
مغبون، متضرر، زیاندیده، مالباخته سرهمبند صید، آدم ساده، مرئوس ازآنجا رانده و ازاینجا مانده، مادرمرده چادربرده منقرض شکستخورده قبول نشده، رفوزه، مردود
باخته، مقهور متضرر، مالباخته، ورشکسته، پرداختنکننده زیانکار، خسرالدنیاوالآخره