بازنوشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازنوشتن . [ ن ِ وِ ت َ ] (مص مرکب ) تحریر کردن . ثبت کردن : پس حامد پس از روزگاری بمصر آمد و این حکایت با مردم گفت و از وی بازنوشتند. (مجمل التواریخ و القصص ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازنوشتن . [ ن ِ وِ ت َ ] (مص مرکب ) تحریر کردن . ثبت کردن : پس حامد پس از روزگاری بمصر آمد و این حکایت با مردم گفت و از وی بازنوشتند. (مجمل التواریخ و القصص ).