بازپس داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازپس داشتن . [ پ َ ت َ ] (مص مرکب ) بتأخیر انداختن . بعقب انداختن . بتأخیر افکندن . اتباع . (ترجمان القرآن ) : و مال هر ماهی از وقتش و محلش بازپس نداریم . (تاریخ قم ص ١٥٧).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازپس داشتن . [ پ َ ت َ ] (مص مرکب ) بتأخیر انداختن . بعقب انداختن . بتأخیر افکندن . اتباع . (ترجمان القرآن ) : و مال هر ماهی از وقتش و محلش بازپس نداریم . (تاریخ قم ص ١٥٧).