بازپس دیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازپس دیدن . [ پ َ دی دَ ] (مص مرکب ) عقب نگریستن . بدنبال نگریستن . به پشت سر نگریستن : پس از یک لحظه خسرو بازپس دید بجز خود ناکسم گر هیچکس دید. نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازپس دیدن . [ پ َ دی دَ ] (مص مرکب ) عقب نگریستن . بدنبال نگریستن . به پشت سر نگریستن : پس از یک لحظه خسرو بازپس دید بجز خود ناکسم گر هیچکس دید. نظامی .