بازپس هشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازپس هشتن . [ پ َ هََ / هَِ ت َ ] (مص مرکب ) بازپس گذاشتن . بازپس نهادن . ذخیره کردن . ◄ ترک کردن . بعقب افکندن : نه حق را بازپس هشتم نه باطل نکردم فرق از معروف، منکر. ناصرخسرو. و رجوع به بازپس گذاشتن و بازپس نهادن شود.