بازپس کشیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بازپس کشیدن . [ پ َ ک َ / ک ِ دَ ] (مص مرکب ) بعقب راندن . به عقب برگرداندن : دویم رمضان کوس بزدند و امیر برنشست و راه مرو گرفت اما متحیر و شکسته دل میرفتند راست بدان مانست که میگفتی بازپسشان میکشند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٦٣٠).