باشگونه کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باشگونه کردن . [ ن َ / ن ِ ک َ دَ ] (مص مرکب )برگردانیدن . وارون کردن . پشت و رو کردن (لباس و امثال آن ) و رجوع به باژگونه و وارونه و باشگونه شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باشگونه کردن . [ ن َ / ن ِ ک َ دَ ] (مص مرکب )برگردانیدن . وارون کردن . پشت و رو کردن (لباس و امثال آن ) و رجوع به باژگونه و وارونه و باشگونه شود.