باطل نیوش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باطل نیوش . [ طِ ن ِ ] (نف مرکب ) یا گفتار باطل نیوش ؛ باطل شنو. حق نشنو. آنکه به سخن بیهوده گوش فرادهد : تبسم کنان گفتش ای تیزهوش اصم به که گفتار باطل نیوش . سعدی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باطل نیوش . [ طِ ن ِ ] (نف مرکب ) یا گفتار باطل نیوش ؛ باطل شنو. حق نشنو. آنکه به سخن بیهوده گوش فرادهد : تبسم کنان گفتش ای تیزهوش اصم به که گفتار باطل نیوش . سعدی .