باعونیه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باعونیه . [ نی ْ ی َ ] (اِخ ) منسوب به باعون از قرای عجلون در شرق اردن است .عائشه دختر یوسف بن احمدبن ناصربن حلیفةالباعونیه، اصلاً از دمشق بود. صاحب دیوان الاسلام گوید: عائشه دختریوسف بن احمد، زنی دانشمند و ادیب و خردمند و صوفی ومادر عبدالوهاب دمشقی شافعی بود و مؤلفاتی دارد. او در دمشق تولد یافت و ادب و لغت در آنجا آموخت و بسال ٩١٩ هَ . ق . بمصر مهاجرت کرد و چندی بعد بازگشت وسپس در سال ٩٢٢ هَ . ق . حلب را دید. از آثار او «بدیعیة» و «الفتح الحقی من منح التلقی » را میتوان نامبرد، کتاب اخیر در باب صوفیه است . هم چنین «الملامح الشریفة فی الاَّثار اللطیفة» در اشارات متصوفه و «در الغائص فی بحر الخصائص » منظومه و «اشارات الخفیة فی المنازل العلیة» ارجوزه ٔ صوفیانه را باید نامبرد. این زن در حدود ٩٢٥ هَ . ق . در قاهره وفات یافت . مطلع بدیعیه ٔ باعونیه این است : فی حسن مطلع اقمار بذی سلم اصبحت فی زمرة العشاق کالعلم .