باعون/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومباعون . (اِخ ) از قراء عجلون در مشرق اردن . (الاعلام زرکلی ج ٢ ص ٤٥٨).واژه قبلی: باعوضواژه بعدی: باعونی