باغشاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باغشاه . (اِخ ) نام محلی است بمسافت کمی در مغرب کوشک [ فیروزآباد ] . (از فارسنامه ٔ ناصری ص ٢٤١). دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان فیروزآباد که در یک هزارگزی باختر فیروزآباد به شیراز در جلگه واقع است . ناحیه ای است دارای آب و هوای معتدل با ٣١١ تن سکنه و آب آن از رودخانه ٔفیروزآباد تأمین میشود. محصول عمده ٔ آن غلات و برنج و شغل مردمش زراعت و صنعت دستی زنان جاجیم و گلیم بافی و راهش فرعی است . (ازفرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).
باغشاه . (اِخ ) دهی است از دهستان پشتکوه بخش تفت شهرستان یزد که در ٢٢ هزارگزی جنوب باختر تفت متصل به جاده ٔ ابرقو به تفت واقع است . ناحیه ای است کوهستانی و دارای آب و هوای معتدل و ٦٥٦ تن سکنه، آب آن از قنات تأمین میشود و محصول عمده ٔ آن غلات و حبوبات و صیفی و شغل مردمش زراعت وراهش فرعی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠).
باغشاه . (اِخ ) دهی است از دهستان آیدغمش بخش فلاورجان شهرستان اصفهان که در ٢٤ هزارگزی جنوب باختر فلاورجان متصل براه فلاورجان به گردنه ٔ سرخ واقع است و ٧٠ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠).