باغیگری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باغیگری . [ گ َ ] (حامص مرکب ) عصیان . بی فرمانی . (آنندراج ) : گروهی ز عقل و سیاست بری در آنجا زده کوس باغیگری . ملاعبداﷲ هاتفی (ازآنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باغیگری . [ گ َ ] (حامص مرکب ) عصیان . بی فرمانی . (آنندراج ) : گروهی ز عقل و سیاست بری در آنجا زده کوس باغیگری . ملاعبداﷲ هاتفی (ازآنندراج ).