بافروغ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بافروغ . [ ف ُ ] (ص مرکب ) (از: با + فروغ ). روشن . تابناک . نورانی : گوش سر بربند از هزل و دروغ تا ببینی شهر جان با فروغ . مولوی . همچو وعده مکر و گفتار دروغ آخرش رسوا و اول با فروغ . مولوی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بافروغ . [ ف ُ ] (ص مرکب ) (از: با + فروغ ). روشن . تابناک . نورانی : گوش سر بربند از هزل و دروغ تا ببینی شهر جان با فروغ . مولوی . همچو وعده مکر و گفتار دروغ آخرش رسوا و اول با فروغ . مولوی .