بافق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بافق . (اِخ ) (بخش ...) در فرهنگ جغرافیایی آمده است : یکی از بخشهای یازده گانه ٔ شهرستان یزد که در خاور این شهرستان واقع و حدود مشخصات آن بشرح زیر است : از شمال به دشت لوت و بخش خرانق، از جنوب به شهرستان رفسنجان و بخش نیر، از خاور به کرمان و از باختر به بخش خرانق و بخش نیر. دهستان حومه ٔ بافق جلگه و هوای آن گرم و سوزان است ولی قسمت خاوری این بخش یعنی دهستان بهاباد به علت کوهستانی بودن هوای آن نسبةً معتدل است . در این بخش دو رشته ارتفاع از طرف جنوب خاور بطرف شمال باختر کشیده میشود که بترتیب عبارتند از: ١ - رشته ٔ ارتفاع مرکزی که تقریباًحدفاصل بین دهستان حومه ٔ بافق و دهستان بهاباد محسوب میشود. ٢ - رشته ٔ ارتفاعات باریک کوه بافق که حد فاصل بین بخش بافق و بخش نیر میباشد. رودشور که از ارتفاعات شهرستان کرمان سرچشمه میگیرد به کویر بافق که در مرکز این بخش واقع شده میریزد. آب زراعتی بخش درمناطق کوهستانی از چشمه و قنات و در قسمتهای مسطح از قنات تأمین میشود. محصول عمده ٔ آن گندم و جو و خرما و پنبه و روناس است و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان کرباس بافی است . در ٩ هزارگزی شمال خاوری قصبه ٔ بافق کوهی است بنام چغارت که معدن آهن در آن موجود است ولی هنوز استخراج نشده است . معادن سرب و زغال سنگ و پنبه ٔ نسوز در نارگار وجود دارد. طرح راه آهن قم به یزد و کرمان از بافق و نزدیکی معدن آهن گذشته و بکرمان منتهی خواهد شد. قراء این بخش بوسیله ٔ راههای ارابه رو و مالرو بیکدیگر مربوط میشوند. این بخش از دو دهستان بشرح زیر تشکیل میشود: دهستان حومه ٔ بافق که دارای ٢٤ آبادی است و ٨٦٣٩ تن جمعیت دارد. دهستان بهاباد که دارای ٢٦ آبادی و حدود ٥٦٣٤ تن جمعیت است . بنابر آمار جدید، بخش بافق از ٥٠ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده و جمعیت آن بخش حدود ١٤٢٧٣ نفر است . قراء مهم دهستان حومه ٔ بافق عبارتند: از باجگان، مبارکه، شیطور، قطرم . (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ١٠). شواهد تاریخی : وقتی سلجوقشاه با این ارتش و پنجاه سوار که با ایشان بود در میان بافق و بهاباد برهزار سوار یزدی زدند و یک کس سلامت بیرون نگذاشتند. (تاریخ سلاجقه محمدبن ابراهیم ص ٣١). و باین بهانه بافق و بهاباد و سر حد کرمان و کوهبنان و راور و غیر هما میخورد. (همان کتاب، ص ٨٩). در تاریخ وزیری نیز از بافق در چند جای سخن رفته است : [ ولیخان افشار ] لشکر کرمان را برداشته از راه کوهبنان و بافق به طبس راند. (تاریخ وزیری چ باستانی پاریزی ص ٢٧٦). در جنگهای ایران و عثمانی زمان شاه عباس کبیر تفنگچیان کرمانی خدمات نمایان کردند خصوص تفنگچیان بلوک بافق که آحاد و افراد آنها مورد التفات شاه گردیده انعام گرفتندو شهر و قلعه ٔ شماخی در پنجم صفر سنه ٔ هزار و شانزده مفتوح شد. (همان کتاب ص ٢٨١). و رجوع به فهرست اعلام همان کتاب شود. لسترنج آرد: تقریباً در پنجاه میلی باختر کوه بنان و در حاشیه ٔ کویر بزرگ نیمه راه یزدامروز دهکده ٔ بافق واقع است . در کرمان دو محل است که نام آنها با هم شباهت کامل دارد: بافق و بافت یا بافد. بافت در هشتاد میلی جنوب شهر کرمان و بافق در دویست میلی شمالی است . (سرزمینهای خلافت شرقی ص ٣٣٢).
بافق . (اِخ ) (قصبه ٔ...) قصبه ٔ مرکزی بخش بافق شهرستان یزد که در ١٠٠ هزارگزی جنوب خاور یزد واقع و مشخصات آن بشرح زیر است : مرکز قصبه در جلگه واقع شده و هوای آن گرم و آب آن کمی شور است . بناهای قصبه قدیمی بوده و در حدود ١٢٤٥ خانه دارد. مختصات جغرافیائی آن بدین شرح است : طول شرقی ٥٥ درجه و ٢٤ دقیقه از نصف النهار گرینویچ و عرض ٣١ درجه و ٣٥ دقیقه شمالی و ارتفاع آن از سطح دریا ١٠٠٤ گز است و با طهران ١٣ دقیقه و ٤٠ ثانیه اختلاف ساعت دارد. آب زراعتی آنجا از قنات تأمین میشود، محصول عمده ٔ آن غلات و ارزن و پنبه و روناس و سر درختی های آن خرما و نارنج و پسته میباشد. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنان صابون پزی و کرباس بافی و بادبزن و طناب بافی است که از الیاف درختان خرما تهیه میشود. جاده ٔ بافق به یزد اتومبیل رو است . قصبه ٔ بافق ٦٢٢٨ تن جمعیت دارد. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ١٠).
بافق . (اِخ ) (جبال ...) از منشعبات سلسله ٔ جبال مرکزی ایران که از یزد گذشته به کوه جوپار و جبال بارز کرمان می پیوندد.