بافن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بافن . [ ف َ ] (ص مرکب ) (از: با + فن ) دارای فن . ذوفن .
بافن . [ ف َ ] (اِخ ) ویلیام بافن دریانورد مشهور انگلیسی که بسال ١٥٨٤ م . بدنیا آمد و بسال ١٦٢٢ م . درگذشت . در سفر اکتشافی که بسال ١٦١٥ م . به دریاهای شمالی کرد تا مدار ٧٨ درجه ٔ شمالی پیشرفت و سفرنامه ای نیز در مشاهدات خود نوشت . بافن در ایران، در محاصره ٔ جزیره ٔ هرموز هنگامی که میخواست پرتقالیها را از ایران براند کشته شد. و نیز رجوع به بافن در قاموس الاعلام ترکی شود.
بافن . [ ف َ ] (اِخ ) (دریای ...) نام قسمتی از اقیانوس اطلس که بین سرزمین گروئنلند و نواحی قطبی قرار گرفته و به وسیله ٔ ترعه داوی به اقیانوس اطلس متصل میشود. کشتی رانی در این دریا در بیشترایام سال بعلت وجود کوههای یخ مشکل است . این دریا بسال ١٦١٦ م . بوسیله ٔ بافن دریانورد انگلیسی کشف شد.