باقشیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باقشیر. [ ق ُ ش َ ] (اِخ ) عبداﷲبن سعید. از ادبای بزرگ بود. ظاهراً در سال ١٠٧٨ هَ . ق . وفات یافته است . (از سلافة العصر ص ٢١٧). او از فقها و علمای مکه بود، همه ٔ کتابهای او در شروح و حواشی و مختصرات است از آنجمله : «اختصار نظم عقیدة اللقانی » بنظم و «اختصار تصریف زنجانی » و «نظم الحکم »شرح آن است . (از اعلام زرکلی ج ٤ ص ٢٢٣). از اوست : کم من علوم اردناها فمابعدت عنا و حزنا معالیها علی سند. (از سلافة العصر).
باقشیر. [ ق ُ ش َ ] (اِخ ) عبداﷲبن محمدبن حکم بن سهل . از خاندان باقشیر و از فقهای حضرموت بود. او راست : قلائدالخرائد و فرائدالفوائد در فقه . و القول الموجزالمبین . و السعادة و الخیر فی مناقب السادة بنی قشیر. (از اعلام زرکلی ج ٤ ص ٢٧٢).