بالا بلند
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بُ لَ) (ص مر.)<BR>۱- آن که قدش دراز باشد، بلندقد، بلندقامت.<BR>۲- طولانی تر از حد معمول، دراز.<BR>۳- کامل و بدون کم و کسر.<br>
فرهنگ فارسی معین
(بُ لَ) (ص مر.) ۱- آن که قدش دراز باشد، بلندقد، بلندقامت. ۲- طولانی تر از حد معمول، دراز. ۳- کامل و بدون کم و کسر.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بالا بلند. [ ب ُ ل َ ] (ص مرکب ) آخته بالا. درازقامت . (آنندراج ). بلندقامت . درازقد. (ناظم الاطباء). کشیده قد. بلنداندام . طویل القامة. بلندبالا : در آخر یکی مادیان بد سمند قوی هیکل و تند و بالابلند. فردوسی . ◄ مجازاً، معشوق زیبا و آخته قامت : ز دست کوته خود زیر بارم که از بالابلندان شرمسارم . حافظ. بالابلند عشوه گر سرو نازمن کوتاه کرد قصه ٔ زهد دراز من . حافظ. و رجوع به بالا شود.
مترادف و متضاد واژهدان
بلندقد، بلندقامت، دراز، رشید (متضاد: کوتاهقد، کوتوله) دراز، طولانی، مطول
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی