واژه جو

بام اندودن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بام اندودن . [ اَدَ ] (مص مرکب ) گل اندودکردن بام . کاهگل مالیدن پشت بام . سوی برونی سقفی را با ورقه ای از گل آمیخته بکاه پوشیدن تا آب باران و برف بدرون نترابد. کاهگل مالی کردن . کاهگل مالیدن سوی برونی سقف را : از رعیت شهی که مایه ربود بن دیوار کند و بام اندود. سنائی .

معنی بام اندودن | واژه جو