واژه جو

بام بالا

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بام بالا. [ م ِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بام ِ برتر. بام برین . ◄ بامداد نخست . ذنب السرحان . (مهذب الاسماء). صبح کاذب . فجر کاذب . صبح نخستین .صبح نخست . (یادداشت مؤلف ). دم گرگ . دنبال گرگ . صبح دروغین . سپیده ٔ نخست . دراز بدیدار و تیز و سر ببالاکه بدنبال گرگ از بهر درازی و باریکی و راستی تشبیه کرده اند و دیر نماند این صبح . (از التفهیم بیرونی ).

معنی بام بالا | واژه جو