باند/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین[ فر. ] (اِ.) ۱- نوار، رشته. ۲- محل فرود هواپیما: باند فرودگاه. ۳- دسته، گروه: باند دزدان.مترادفها و واژههای مرتبطجماعت، جمعیت، جوخه، حزب، دسته، گروه، هیاتخطسیر، گذرگاه،فرودگاه، مطارواژه قبلی: بانواژه بعدی: بانداژ