بان
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(اِ.) صبح، پگاه.
(اِ.) بانگ.
[ په. ] (پس.) در آخر کلمه افزوده میشود و معنی حفاظت و نگاهبانی را رساند: باغبان، دربان، دیده بان.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(اِ.) صبح، پگاه.
(اِ.) بانگ.
[ په. ] (پس.) در آخر کلمه افزوده میشود و معنی حفاظت و نگاهبانی را رساند: باغبان، دربان، دیده بان.