باهم آمدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باهم آمدن . [ هََ م َ دَ ] (مص مرکب ) همراه آمدن . معاً آمدن . به اتفاق هم آمدن . (ناظم الاطباء). انضمام . تقلص . احلاب . (تاج المصادر بیهقی ). در صحبت یکدیگر فرارسیدن . ◄ متحد شدن . به یک جا جمع شدن : نبینی که چون باهم آیند مور ز شیران جنگی برآرند شور. سعدی (گلستان ).