باهم آوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باهم آوردن . [هََ وَ دَ ] (مص مرکب ) همراه آوردن . ◄ تألیف کردن . جمع کردن . (از فرهنگ شعوری ). تسطیر. (تاج المصادر بیهقی ). به یک جا گرد کردن : چندان کتب ... باهم آوردند که بیخ دین در دلها راسخ گشت ... (راحةالصدور راوندی ). ◄ درهم کشیدن . هم کشیدن، چنانکه دهانه ٔ کیسه ٔ لیفه دار را که از آن ریسمان گذرانده باشند، یا دهانه ٔ جراحتی را بدارو.