بایگانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بایگانی . (حامص ) عمل بایگان . ◄ ضبط. (لغات مصوبه ٔ فرهنگستان ). نام دائره ای در ادارات دولتی و بنگاههای ملی که اعضاء آن مأمور ضبط و نگاهداری پرونده ها و نامه ها هستند و بهنگام مراجعه آن اسناد را در اختیار مراجعان میگذارند. این کلمه را میتوان در برابر ترکیب دفاتر خلود (تذکرة الملوک ص ٦ و ١٥) بکار برد. (یادداشت مؤلف ). ♦ بایگانی شدن ؛ ضبط شدن . در پرونده قرار گرفتن نامه . ♦ بایگانی کردن ؛ ضبط کردن : در دفتر عشق بدگمانی نکنی با فکر رقیب ما تبانی نکنی آن دل که به دست تو سپردیم بتا زنهار که زود بایگانی نکنی . ؟