واژه جو

بتاسانیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بتاسانیدن .[ ب ِ دَ ] (مص ) ترسانیدن . (از آنندراج ) (غیاث اللغات ). تاسانیدن . شوک دادن . ◄ بچه را بگریه واگذاشتن چندانکه بیحال شود. رجوع به بتاسیدن شود.

معنی بتاسانیدن | واژه جو