بج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بج . [ ب ِ ] (فرانسوی، ص، اِ) رنگی از رنگهاست .(یادداشت مؤلف ). رنگ فرنگی . بژ. رجوع به بژ شود.
بج . [ ب ُ ] (اِ) بز. (برهان ) (رشیدی ) (جهانگیری ) (آنندراج ).
بج . [ ب ِ ] (اِ) شلتوک . (یادداشت مؤلف ). ارز. برنج . (برهان قاطع). بِنج . (آنندراج ).