بخشوده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بخشوده . [ ب َ دَ / دِ ] (ن مف ) شفقت کرده شده و بخشیده و آمرزیده شده . (ناظم الاطباء). معفو. (یادداشت مؤلف ). عفوکرده . ◄ کسی که از مالیات و عوارض معاف است . معاف . (فرهنگ فارسی معین ).
مترادف و متضاد واژهدان
معاف، معفو معذور شادروان، مرحوم، مغفور