بدندون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بدندون . [ ب َ دَ ن ْ ] (اِخ ) / بذندون .دهی است از بلاد نغر نزدیک طرطوس . مأمون خلیفه ٔ عباسی در آنجا مرد و به طرطوس نقل گردید. (مجمل التواریخ و القصص ص ٣٥٥ و ٤٥٣ و معجم البلدان ذیل بذندون ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بدندون . [ ب َ دَ ن ْ ] (اِخ ) / بذندون .دهی است از بلاد نغر نزدیک طرطوس . مأمون خلیفه ٔ عباسی در آنجا مرد و به طرطوس نقل گردید. (مجمل التواریخ و القصص ص ٣٥٥ و ٤٥٣ و معجم البلدان ذیل بذندون ).