بدگر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بدگر. [ ب َ گ َ ] (ص مرکب ) بدکننده . بدکار : هر که او بدگر است و بدکار است گر چه زنده ست کم ز مردار است . سنایی . مکن بد میامیزبا بدگران ز بد کردن بدگران کن کران . شمسی (یوسف و زلیخا). و رجوع به بدگری شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بدگر. [ ب َ گ َ ] (ص مرکب ) بدکننده . بدکار : هر که او بدگر است و بدکار است گر چه زنده ست کم ز مردار است . سنایی . مکن بد میامیزبا بدگران ز بد کردن بدگران کن کران . شمسی (یوسف و زلیخا). و رجوع به بدگری شود.