بدگری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بدگری . [ ب َ گ َ ] (حامص مرکب ) بدکاری . (یادداشت مؤلف ) : بدگری کار هیچ عاقل نیست دل که پرغائله ست آن دل نیست . سنایی (از یادداشت مؤلف ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بدگری . [ ب َ گ َ ] (حامص مرکب ) بدکاری . (یادداشت مؤلف ) : بدگری کار هیچ عاقل نیست دل که پرغائله ست آن دل نیست . سنایی (از یادداشت مؤلف ).