بر آب آمدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بر آب آمدن . [ ب َ م َ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از ظاهر شدن و فاش گردیدن . (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ) : چو فوج هندوان ره بیشتر یافت خلیفه هم خلاف خصم دریافت بر آب آمد همه کان آتش انگیز بجوش آورد سیل آتش تیز. امیرخسرو (از انجمن آرا).