بر سرخی زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
برسرخی زدن . [ ب َ س ُ زَ دَ ] (مص مرکب ) به سرخی متمایل شدن . بسرخی زدن . رجوع به ترکیبات زدن شود. ♦ بر سرخی زدن گل ؛ رنگین شدن اوراق گل چه اول موسم خوب رنگین نمی باشد بعد یکچندی بالیده و رنگین میگردد. (آنندراج ) : جام می دردست و از مرغ چمن دستان خوش است گل چو بر سرخی زند وقت سیه مستان خوش است . دانش (از آنندراج ).